بهم میگه: معووووو
بهم میگه: مشود
بهم میگه: مسینه
بهم میگه معوووو یا علی. بلند میشم دنبالش راه میفتم. به حالش فکر میکنم و برای خندههاش ضعف میکنم و نگران روزیم که دیگه نمیخنده... اون روزی که از مدرسه میرسه خونه و تا شب گریه میکنه... و اگه هیچ وقت گریه نکرد چی؟ کدوم بدتره؟ چرا این همه سرنوشت این بچه نگران کنندهس؟
به چمشهاش پناه میبرم از شر تمام بی عدالتیها...
نام گذاری!...
ما را در سایت نام گذاری! دنبال میکنید
برچسب: چشمهایش,چشمهایش بزرگ علوی pdf,چشمهایش شروع واقعه بود,چشمهایش از بزرگ علوی,چشمهایش شعر,چشمهایش مست مادرزاد بود,چشمهایش استاد ماکان,چشمهایش علوی,چشمهایش فیلم,چشمهایش دانلود, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:35