بعد از سلام یهویی می گه: انشالله مراسرم بعدی عقدت باشه، هیفده ربیع الاول!
می گم باشه :)
به همسفر می گم که مامانجون چی گفته، می گه: برو بپرس داماد کیه!
می گم داماد کیه؟
می گه: خداداد!! :))
بزرگتره دیگه، احترامش واجب و اینا!!
حالا ینی وقت می شه تا هیفده ربیع الاول هزار تا درنا بسازم؟ :))
ما را در سایت نام گذاری! دنبال میکنید
برچسب: خونه مادربزرگه, نویسنده: بازدید: 1