نام گذاری!

متن مرتبط با « جیمیل» در سایت نام گذاری! نوشته شده است

قسمت!

  • نیلوبلاگ

    قسمت شد بریم بیرون :)) من می خواستم درس بخومااااا... ولی قسمته دیگه! !! +در پوست خود نمی گنجد و بلند می شود بپوشد که بروند!...

    ادامه مطلب
  • هجوم حجم خاطرات

  • نیلوبلاگ

    قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روزنمیخوام از پیشم بری... عاشق چشماتم هنوز... #زر_مفت......

    ادامه مطلب
  • روزمون :)

  • نیلوبلاگ

    آقای میم بعد از این همه وقت پیام داد و روزمونو تبریک گفت. خوابشو دیده بودم تازگیا! یه روز میرم پیشش حالا به زودی... به کدوم زودی؟ وقت دارم من؟ ینی مریم یادش میمونه واسه برکت وقتم دعا کنه؟......

    ادامه مطلب
  • اهمیت

  • نیلوبلاگ

    هدهد می گه: ناراحت شدی؟ انیس می بینه دارم توضیح می دم که ناراحت نمی شم!قطع که می کنم به انسی می گم روم نمی شه به دخترا بگم برام مهم نیست! روم نشده بود تا اون موقع ولی به هدهد گفتم!هدهد ناراحت شد. قبلا هم بهش گفته بودم فقط مامانم برام مهمه، اما این بار ناراحت شد! گفت از ناراحتی دوستات ناراحت نمی شی؟ناراحتی دوستام؟ خیلی وقته از کسی ناراحت نشدم... چرا؟ نمی دونم. کافیه از رفتاری ناراحت شم تا آدمی که ناراحتم کرده برای همیشه بندازم دور! خیلی راحت... شاید برای همینه که دوستیام بی عمر شدن، جوون مرگ می ش...

    ادامه مطلب
  • سرخوشانه

  • نیلوبلاگ

    نشستم نامه بنویسم، بعد گفتم حالا بذار ببینم تو گوشیم چیا دارم! خلاصه که عه! آهنگ قر دار :) بعد دقیقا بعد از صحبتای حاج آقا آقامیری!! :)) قر قر قر قر طوری!!...

    ادامه مطلب
  • نشست

  • نیلوبلاگ

    عاطی: گرمه، خیلی گرمه! داغ کردم! من(واقعا بی منظور!): کسی خونهمون نیست، میای خونه ما؟ (لحظاتی میگذرد و از خنده میمیریم، در میان خنده) : یه گربه دارم سیگار میکشه، میای ببینی؟ عاطی: وای آره میام ^^ با هم: همین کارارو میکنیم دعوتمون نمیکنن کربلا... بغض پایان داستان......

    ادامه مطلب
  • کتابگردی

  • نیلوبلاگ

    یه وقتایی آدم فک نمیکنه اینهمه بهش خوش بگذره :)) با دو تا رفیق انگار قدیمی واقعا تازه! :))...

    ادامه مطلب
  • جواب کامنت !

  • نیلوبلاگ

    اگر بدونی که چقدر همیشه و هر لحظه به یادتم، می فهمی که گاهی دل تنگی برای 18/8 به حدی زیاد می شه که درست وقتی کنار دو تا از دوستام داریم می گیم و می خندیم یادش می افتم به طوری که دوستام می فهمن که دیگه پیششون نیستم! چقدر جاتو خالی کردم دیروز... ...

    ادامه مطلب
  • چالش

  • نیلوبلاگ

    خودم رو به چالش یک هفته استفاده نکردن از تلگرام و اینستاگرام دعوت می کنم!! باشد که یه کم به کارام برسم و رستگار شوم!!...

    ادامه مطلب
  • ملاقات عشق

  • نیلوبلاگ

    چی شد؟ اگه بگم یه میلیون تا عامل دست به دست هم دادن که امشب بتونم اونجا باشم و ببینمش باور کردنی به نظر نمیاد. حقیقت هم نیست! حقیقت اینه که چیزی ورای اتفاق، بیش از یک میلیون رخداد دست به دست هم دادن که امشب اونجا باشم و ببینمش. داستان از کجا شروع شد؟ از اونجا که همکار جان تصمیم گرفت کتابخونه رو تزیین کنه. اما واقعن شروعش اینه؟ شروعش به سالها قبل بر نمی گرده؟ اون روزی که نمی دونم همکار جان روی چه حسابی به هلیا گفته شماره تو بده؟ یا قبل تر؟ اون روزی که همکار و هلیا برای اولین بار با هم حرف زدن؟ ی...

    ادامه مطلب
  • هفته جدید

  • نیلوبلاگ

    هوا بس نا جوانمردانه سرد است! و خب شمبه س! من هنوز کار اون هفته رو تموم نکردم :) خلاصه که! اسم این هفته رو می ذارم: هفته ی تلااااااش! باشد که متلاشی شویم :) از خداوند جان هم بابت هفته گذشته سپاس گذارم :) (دندان هایش به هم می خورد، صدایی می آید! شتلق!!) دیدی؟ یادم رفت نادر فارابی رو بگیرم. همون که مثل یک حسود واقعی هدیه دادم! به من چه که همکاراش بهش کتاب هدیه داده بودن که منم بخوام بدم؟ حالا دیروزم یادم نبود! :!!...

    ادامه مطلب
  • عشق زیر سقف !

  • نیلوبلاگ

    توی راه فکر میکردم که پراید ماشین عاشقانهی خوبیه، با هربار دنده عوض کردن بازوی راننده به بازوی کمک راننده میخوره! +من چندشم شداااا! ولی کلا! +برم مدرسه ینی امروز؟ ... دوس ندارم پیش نبینی روزامو!...

    ادامه مطلب
  • ارائه

  • نیلوبلاگ

    داره درس میده و ی جمله تو ذهنم میچرخه: باباش دزده باباش دزده باباش دزده ......

    ادامه مطلب
  • امروز

  • نیلوبلاگ

    نشونه ها ... نشونه ها... نشونه ها دارن منو کجا میبرن؟......

    ادامه مطلب
  • حرف ها

  • نیلوبلاگ

    کلی حرف دارم! کلی ها! یه عالمه! می خوام بگم که تو این سه روز سه تا آدم رویایی رو دیدم. مصطفی جان مستور و عباس جهانگیریان و صادق زیبا کلام. افتخار می کنم به خودم. می خوام بگم امروز بالاخره یادم اومد استاد تطور رو قبلا کجا دیده بودم! توی عصر یخبندان، شبیه ننجون سید ه!! می خوام بگم که وقتی ایستاده بودم و با تمام وجود داشتم حرفای زیبا کلام رو می بلعیدم، دست کثیف اون آقای درشت هیکل با ریش توپیش تمام مدت روی پام حرکت می کرد و من نمی تونستم جا به جا بشم و فقط جامو با یه نفر دیگه عوض کردم... می خوام بگم...

    ادامه مطلب
  • هم اکنون

  • نیلوبلاگ

    پی ام داد، خوندم و خیلی خونسرد گفتم: خفه شو! هنوزم داره پی ام می ده! واااااااااااااااااااااای!! لعنتی لعنتی لعنتی......

    ادامه مطلب
  • هم اینک

  • نیلوبلاگ

    عزیز دلم، توعم خفه شو. خب؟ اعصاب من زیر درخت آلبالو گم شده!!!...

    ادامه مطلب
  • شب قهوهu200cای

  • نیلوبلاگ

    کی گفته که بعد چند روز طلایی نمیشه که یه شب قهوهای بیاد؟ شب سیاه زشت چرک بدجنس نامهربون خسته و کلافه... جا داره بلند بلند گریه کنم... از بی پناهی و تنهایی، ... علیرضا میگه تو هر موقعیتی خوب رو انتخاب کن، خوب رو انتخاب کردم و انجام دادم ولی با نفرت... با ی بغض سنگین... +کاش میتونستم دوستت نداشته باشم... +کاش جز تو کسی داشتمی......

    ادامه مطلب
  • برایت

  • نیلوبلاگ

    همه میگویند به تو میآیم بجز مادرم که میگوید به خودت بیا!! #شعرهایی_که_نمیشنوی...

    ادامه مطلب
  • خوشبختی

  • نیلوبلاگ

    سلام هفته ی جدید :) اسم این هفته رو می ذارم: هفته ی امید :) امیدوارم امروز خوب بگذره، فردا خوب بگذره، و هر روز خوب بگذره... از ما نام گذاری، از کائنات برکت :)) موضوع: هفتگی - برای روزهای بی مخاطب پی اس: آخه لاک سبز؟ ناخونام شبیه ناخون زامبیا شده! ...

    ادامه مطلب